امروز صبح به دفتر می رفتم که دیدم رادیو تاکسی روشن است و یه خانم خوش اخلاق که فک کنم خوشگل هم بود درباره "یلدا و صرفه جویی و ریخت و پاش چیه بابا؛ همین که دور هم هستید کافیه"؛ صحبت می کرد
اول دلم خوا
فقط من نیستم که تبعات زیبای ماده مخدره ای به نام اینترنت و تلگرام؛ سلول های خاکستری مغزم رو صاف و پَت و پَـهن کرده؛ یادمه یه بار جایی مهمون بودیم دختر ۲۰ - ۲۲ ساله؛ مَشنگ وار به هرکی نگاه می کرد ژست د
یکی از مسایلی که ما خبرنگارها به صورت روزمره با آن روبه رو هستیم؛ همایش و گردهمایی های جورواجور است که البته از روزمره گذشته و ثانیه مره شده چون لحظه به لحظه تعداد این قبیل مراسماتِ خیلی مفید و سازنده
من خودم از پراید راضیم چون درس های زیادی ازش گرفتم از درس خداشناسی گرفته تا خودشناسی، آناتومی بدن و علوم سیاسی؛ یعنی واقعا مثل یک معلم سَرخونه عمل می کنه، بدون شهریه، پیام بازرگانی و ادابازی، معلمی که
شنیدید که هنر نزد ایرانیان است و بس؟! منم شنیدم ولی نمی دونم چرا این روزها یک عده بیجنبه و بیذوق و بیهنر مدام به بازیگران جشنواره فیلم فجر گیر میدهند و به رخت و لباس هاشون نق میزنند، پس بدین وسیل
امروز از صبح دارم به مغزم فشار میارم تا درباره سوژه روز ولنتاین هم بنویسم ولی نمیاد که نمیاد که نمیاد؛ کلمات رو می گم، چیزی به ذهنم نمیاد بنویسم!برای اینکه از این وضعیت خلاص شم اول چُمباتمه مثل اکیوس
طبق گفته مسئولان وزارت «جهاد کشکی» نه تنها هیچ گونه کمبود در زمینه گوشت قرمز وجود نداره، بلکه گوشت سفید و صورتی هم به وفور در بازار یافت می شه، همچنین واردات آن ضمن اینکه به صورت منجمد و تازه انجام م
بعضیخبرنگارها، امروز ریش دارند ولی فردا ریش و ریشه ات باهم می سوزانند بعضیخبرنگارها، امروز قبله شان مکه است ولی فردا بت کده و میکده و تجارتخانه است.بعضیخبرنگارها، ابزار کارشان اگر امروز قلم است، فر